همیشه فکر کن در اکواریوم زندگی میکنی وهمیشه مثل ماهی های درون آن عاشق باش. عاشقانی که عاشق زیبایی هستند و وقتی به هم می نگرند می توانند عشق را با چشماهایشان منتقل کنند. مثل ماهی های درون آن زیبایی را لمس کن و از پس حباب های آن بگزر.
چقدر سخته که دلت می خواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده . . .
اشکی که بیصداست پشتی که بیپناست دستی که بسته است پایی که خسته است دل را که عاشق است حرفی که صادق است شعری که بیبهاست شرمی که آشناست دارایی من است ارزانی شماست
شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد .بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت میکارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم
در بهار آفرینش مست و مدهوش توام صد گناه آورده ام محتاج درپوش توام ای پناه بی پناهان خالق لبخند و گل هر کجا خواهی ببر بی تاب و بر دوش توام ایمنی جویم ز نفس سرکش گستاخ خویش درگهت را من مقیمم بنده توش توام گر مقدر بود و من لایق نبودم در سرای زهر اگر گویی به سرکش من بلانوش توام